اسارت ,کتاب ,زندگی ,ایزی ,اسرا ,هادی ,واژه هزاران ,هادی ایزی ,جانباز هادی ,مفقود الاثر ,وجود روحانیون ,جانبازان انقلاب اسلامی

 

«یک  واژه هزاران گل» عنوان کتاب خاطرات آزاده جانباز هادی ایزی از سال های جنگ و اسارت می باشد، که به همت مرکز نشر هنر اسلامی متعلق به بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی در سال ۱۳۷۳ به چاپ رسیده است.

آزاده و جانباز هادی ایزی از حمله اسرایی است که پس از اسارت در زندان ها و اردوگاه هایی که برای صلیب سرخ ناشناخته بود نگهداری می شد و قریب به پنج سال را به عنوان مفقود الاثر در اردوگاه مخفی صلاح الدین به سر برده است.

این آزاده جانباز در کتاب «یک واژه هزاران گل» داستان زندگی چهل ماهه خود در زندان بعثی را روایت می کند.

«یک واژه هزاران گل» شرح حماسه های اسطوره های مقاومت است که در کنج سیاهچاله های مخفی عراق در برابر ناملایمات اسارت و رفتارهای سبعانه خصم زبون نه تنها سر فرود نیاوردند بلکه دشمن بعثی را نیز مقهور قدرت ایمان و پایمردی خود نمودند.

این کتاب سرگذشت اسیران مظلوم ایرانی است که در نهایت بی کسی و غربت با بدن هایی نحیف و رنجور از اسارت، شداید و رنج های آن دوران را تحمل می کردند، تا رهپویان امام و مقتدای خود باشند.

آزاده هادی ایزدی که بهترین سال های عمر خود را در زندان های مخفی عراق گذرانده، و زندگی در سخت ترین شرایط زیستی را تجربه کرده، با خاطرات خود توانسته بخشی از ناگفته های زندگی اسرای ایرانی را که در اسارتگاه های مخفی دشمن و پنهان از نگاه نمایندگان صلیب سرخ نگهداری می شدند را بیان نمایند.

وی در کتاب خود با نقل خاطرات خود به انعکاس واقعیات اسارت می پردازد و وجه حماسی زندگی اسرای مفقود الاثر را آشکار می کند.

در بخشی از این کتاب می خوانیم:

«روزی یکی از اسرا از درد ساق پا و وجود قطعه ای ترش در بدنش بی طاقت شده بود و فریاد می زد. زخمش را که دیدم زخم نبود، پا از ناحیه ساق تا مچ تکه تکه و له شده بود. عفونت و کرم در آن دیده می شد. حالا مثلاً دکتر آوردند. اسیر را خواباندند و یکی از سربازان عراقی با کارد کمری اش رگ و پی پای او را برید. آن بدبخت از فشار درد صدایش در نیامد. جانش بالا آمده بود. جناب سرباز پای او را جلو چشم خیلی از بچه ها مثل قصاب یا سلاخ برید…»

و در خاطره ای دیگر نقل شده:

«بعثیون همه حرکات و تشریفات شان درباره اسرا با کتک زدن همراه بود. اما علت این همه درنده خویی و وحشی گری چه بوده است؟

من می گویم کتک، شما می شنوید اما این کتک های وحشیانه بود. باتوم، میلگرد، کابل، نبشی آهن، سر و دست و پا و چشم و بینی و گوش همه را خرد می کردند. هدف برای ضارب همین بود، به زانو در آمدن و عدول از اصول اساسی مقاومت.»

سیر معنویت در دوران اسارت و امور عبادی اسرا یکی از موضوعات مورد توجه هادی ایزی در کتاب «یک واژه هزاران گل» است.

وجود روحانیون و اسرای متدین و آگاه به احکام اسلامی در زندان های عراق موهبتی برای اسرا بود که به واسطه ی آن ها می توانستند مسائل و سئوالات شرعی خود را پاسخ گیرند.

ایزی با اشاره به وجود روحانیون و اسرای مومن در میان اسرا برای حل مشکلات شرعی، درباره ی نقش روشنگر روحانیت در روزگار اسارت می نویسد:

«روحانیت در رهبری مسائل بغرنج بچه ها را با توجه به موقعیت سخت زندگی شان توجیه می کرد تا آنها دچار تشویش و احیاناً وسواس نشوند. مثلاً وقتی آب برای نماز در دسترس نباشد، تیمم راه حل شرعی است. اما چنین مسائلی  نزد اسرا با نبود امکانات بهداشتی، صد چندان سخت تر شده بود و اگر روحانیت در اینجا به موقع عمل نمی کرد، عذاب این تشویش روح هر اسیر را می آزرد.»

خاطرات ایزی از اسارت برش هایی است از مقاطع مختلف زندگی او در زندان های بصره، استخبارات الرشید و اردوگاه صلاح الدین، که در آن فراز و نشیب های زندگی خود را در این مکان ها را روایت می کند و خواننده را با گوشه هایی از رنج بی پایان اسرای مخفی آشنا می سازد.

«یک واژه هزاران گل» نوشته آزاده و جانباز هادی ایزی در ۸۸ صفحه و با شمارگان ۳۰۰۰ نسخه توسط مرکز نشر هنر اسلامی متعلق به بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی در سال ۱۳۷۳چاپ و منتشر شده است.

سایت جامع آزادگان: 

منبع اصلی مطلب : وبلاگ رسمی آزادگان یازده تکریت
برچسب ها : اسارت ,کتاب ,زندگی ,ایزی ,اسرا ,هادی ,واژه هزاران ,هادی ایزی ,جانباز هادی ,مفقود الاثر ,وجود روحانیون ,جانبازان انقلاب اسلامی
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

آینا گروه : کتاب خاطرات هادی ایزی،از تکریت 11